العلامة المجلسي

458

عين الحيات ( فارسى )

يا پناه به محى الدين خواهى برد ، كه هرزه‌هايش را در اوّل و آخر اين كتاب شنيدى ، و مىگويد : جمعى از اولياء اللّه هستند كه رافضيان را به صورت خوك مىبينند ، و مىگويد : به معراج كه رفتم مرتبهء على عليه السّلام را از مرتبه ابو بكر و عثمان پست‌تر ديدم ، و ابو بكر را در عرش ديدم ، چون برگشتم به على گفتم : چون بود كه در دنيا دعوى مىكردى كه من از آنها بهترم الحال ديدم مرتبهء تو را كه از همه پست‌ترى . و او و غير او از اين تزريقات بسيار دارند ، كه متوجّه آنها شدن موجب طول سخن مىشود . و اگر از دعواهاى بلند ايشان فريب مىخورى ، آخر فكر نمىكنى كه بلكه از براى حبّ دنيا اينها را بر خود بندند ، اگر خواهى او را امتحان كنى كه مىگويد من جميع اسرار غيبى را مىدانم و همه چيز بر من منكشف مىشود ، و شبى ده بار به عرش مىروم ، يك مسئله از شكيّات نماز ، يا يك مسئلهء مشكل از ميراث و غير آن ، يا يك حديث مشكل از او بپرس ، اگر آنها را راست مىگويد اين را هم براى تو بيان مىكند . چنانچه به سند صحيح از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : علامت كذّاب و دروغگو آن است كه تو را خبر مىدهد به چيزهاى آسمان و زمين و مشرق و مغرب ، و چون از حلال و حرام خدا مسأله‌اى از او مىپرسى نمىداند « 1 » . آخر اين مردى كه دعوى مىكند مسئلهء غامض وحدت وجود را فهميده‌ام ، و عقلهاى جميع فضلا از فهميدن آن قاصر است ، چرا يك معنى سهلى را اگر پنجاه مرتبه خاطر نشين او كنند نمىفهمد ، و آنهائى كه دقايق معانى را مىفهمند آنچه او فهميده است چرا نمىفهمند . و باز هرگاه خود معترف باشند كه كشف با كفر جمع

--> ( 1 ) اصول كافى 2 / 340 ح 8 .